تبلیغات

عاشقانه،شعرعاشقانه،وبلاگ عاشقانه،سایت عاشقانه،جملات عاشقانه - مطالب اسفند 1388

لطفا برای حمایت از این وبلاگ بر روی 1+ کلیک کنید

سال نو مبارک،عید 1388

سال نو مباک



 

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من

اشعار هوشنگ ابتهاج

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من

آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابی ست هوا؟
یا گرفته است هنوز ؟
من در این گوشه كه از دنیا بیرون است
آفتابی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست
آنچه می بینم دیوار است
آه این سخت سیاه
آن چنان نزدیك است
كه چو بر می كشم از سینه نفس
نفسم را بر می گرداند
ره چنان بسته كه پرواز نگه
در همین یك قدمی می ماند
كورسویی ز چراغی رنجور
قصه پرداز شب ظلمانی ست
نفسم می گیرد
كه هوا هم اینجا زندانی ست
هر چه با من اینجاست
رنگ رخ باخته است
آفتابی هرگز
گوشه چشمی هم
بر فراموشی این دخمه نینداخته است
اندر این گوشه خاموش فراموش شده
كز دم سردش هر شمعی خاموش شده
یاد رنگینی در خاطرمن
گریه می انگیزد
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد می گرید
چون دل من كه چنین خون ‌آلود
هر دم از دیده فرو می ریزد
ارغوان
این چه راز ی است كه هر بار بهار
با عزای دل ما می آید ؟


مابقی شعر را می توانبد در ادامه ی مطلب مشاهده کنید



ادامه مطلب،ادامه مطلب،ادامه مطلب


 

باز آی كه باز آید عمر شده‌ی حافظ

در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست

مست از می و می‏خواران از نرگس مستش مست

در نعل سمند او شكل مه نو پیدا

و ز قد بلند او بالای صنوبر پست

آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست

و ز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست

شمع دل دمسازم بنشست چون او برخاست

و افغان ز نظربازان برخاست چو او بنشست

گر غالیه خوش‌بو شد در گیسوی او پیچید

ور وسمه كمانكش گشت در ابروی او پیوست

باز آی كه باز آید عمر شده‌ی حافظ

هـر چنـد كه ناید باز تیری كه بشد از شسـت



 

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا

خبر از  سرزنش خار جفا  نیست ترا

رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا

التفاتی  به  اسیران   بلا    نیست  ترا

ما اسیر غم  و اصلا غم ما  نیست ترا

با اسیر غم  خود  رحم چرا  نیست ترا

…www.bia2eshghi.ir…

فارغ  از عاشق غمناک  نمی باید  بود

جان من اینهمه بی باک نمی باید بود

همچو گل چند به روی همه خندان باشی

همره  غیر  به گلگشت  گلستان  باشی

هرزمان  بادگری دست و گریبان باشی

زان بیندیش که از کرده پشیمان باشی

جمع  با  جمع نباشند  و  پریشان  باشی

یاد  حیرانی  ما  اری  و  حیران  باشی

…www.bia2eshghi.ir…

ما  نباشیم  که باشد  که جفای تو کشد

به جفا سازد و صد جور برای تو کشد

شب  به  کاشانه   اغیار نمی باید  بود

غیر را  شمع  شب  تار نمی باید  بود

همه  جا با همه کس یار نمی باید بود

یار  اغیار  دل آزار  نمی باید  بود

تشنه ی  خون  من زار  نمی باید  بود

تا به این  مرتبه خونخوار نمی باید بود

…www.bia2eshghi.ir…

من اگر کشته  شوم باعث  بد نامی  تست

موجب شهرت بی باکی و خود کامی تست

دیگری جز  تو مرا اینهمه  آزار   نکرد

جز تو کس در نظر خلق مرا خوار نکرد

.

.

.

برای دیدن مابقی اشعار به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

 


ادامه مطلب،ادامه مطلب


 



عاشقانه،شعرعاشقانه،وبلاگ عاشقانه،سایت عاشقانه،جملات عاشقانه

ن عاشق


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :