عاشقانه،اخوان ثالث
خانه ام آتش گرفتست
آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش
پرده ها و فرش ها را
تارشان با پود
من به هرسو میدوم گریان
در لهیب آتش پر دود
وزمیان خنده هایم تلخ
و خروش گریه ام ناشاد
از درون خسته و سوزان
میكنم فریاد ، ای فریاد
خانه ام آتش گرفتست
آتشی بی رحم
همچنان می سوزد این آتش
نقش هایی را كه من
بستم به خون دل
بر سر و چشم در و دیوار
در شب رسوای بی ساحل
وای بر من ، وای بر من
سوزد و سوزد غنچه هایی را
كه پروردم
به دشواری در دهان گود
گلدان ها
روزهای سخت بیماری
از فراز بامهاشان شاد
دشمنانم موزیانه خنده های
فتحشان بر لب
بر من آتش بجان ناظر
در پناه این مشبك شب
من بهر سو می دوم گریان

شعر کامل در ادامه ی متن قرار دارد

از این بیداد می كنم فریاد
ای فریاد
خفته اند این مهربان
همسایگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا
مشت خاكستر
وای آیا هیچ سر بر می كنند
از خواب
مهربان همسایگانم از پی امداد
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
می كنم فریاد ، ای فریاد

مهدی اخوان ثالث
www.malas3.mihanblog.com
www.bia2eshghi.ir