سلام دوستان . گلچینی از بهترین شعرهای فروغ عزیز رو گذاشتم .

استفاده از تمام مطالب و عکس های این سایت بدون ذکر منبع مجاز و حلال است .

برای دیدن تمامی اشعار به ادامه ی متن بروید .

عکس عاشقانه ی جالب

جام باده سرنگون و بسترم تهی

سر نهاده ام به روی نامه های او

سر نهاده ام كه در میان این سطور

جستجو كنم نشانی از وفای او

 

بخدا در دل و جانم نیست

هیچ جز حسرت دیدارش

سوختم از غم و کی باشد

غم من مایه آزارش

 

بخدا غنچه شادی بودم

دست عشق آمد و از شاخم چید

شعله آه شدم صد افسوس

که لبم باز برآن لب نرسید

 

روزها رفتند و من دیگر

خود نمی دانم كدامینم

آن من سرسخت مغرورم

یا من مغلوب دیرینم؟



ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز

دیگر سراغ شعله آتش زمن مگیر

می خواستم كه شعله شوم سركشی كنم

مرغی شدم به كنج قفس بسته و اسیر

 

دیدمت ، وای چه دیداری ، وای

این چه دیدار دل آزاری بود

بی گمان برده ای از یاد آن عهد

كه مرا با تو سر و كاری بود

 

هر دم از آئینه می پرسم ملول

چیستم دیگر،به چشمت چیستم؟

لیك در آئینه می بینم كه ، وای

سایه ای هم زانچه بودم نیستم

 

نسیم از من هزاران بوسه گرفت

هزاران بوسه بخشدیم به خورشید

در آن زندان که زندانبان تو بودی

شبی بنیادم از یک بوسه لرزید

 

شمع ‚ ای شمع چه میخندی ؟

به شب تیره خاموشم

بخدا مُردم از این حسرت

که چرا نیست در آغوشم

 

این چه عشقی است كه در دل دارم

من از این عشق چه حاصل دارم

می گیریزی زمن و در طلبت

بازهم كوشش باطل دارم

 

باز لب های عطش كرده من

عشق سوزان تو را می جوید

می تپد قلبم و با هر تپشی

قصه عشق تو را می گوید

 

آن كسی را كه تو می جویی

كی خیال تو به سر دارد

بس كن این ناله و زاری را

بس كن او یار دگر دارد

 

دیدمت شبی به خواب و سرخوشم

وه ... مگر به خواب ها بینمت

غنچه نیستی كه مست اشتیاق

خیزم و ز شاخه ها بچینمت

 

پنداشتی كه چون ز تو بگسستم

دیگر مرا خیال تو در سر نیست

اما چه گویمت كه جز این آتش

بر جان من شراره دیگر نیست

 

به چشم خویش دیدم آن شب ای خدا

كه جام خود به جام دیگری زدی

چو فال حافظ آن میانه باز شد

تو فال خود به نام دیگری زدی

 

آه ای زندگی منم كه هنوز

با همه پوچی از تو لبریزم

 

بیچاره دل كه با همه امید و اشتیاق

بشكست و شد به دست تو زندان عشق من

در شط خویش رفتی و رفتی از این دیار

ای شاخه شكسته ز طوفان عشق من

 

چقدر زیبا بودی وقتی دروغ می گفتی...